سورسهای فعال:
سفر خوش
⭐ 0.0
2008
لطفعلی خان سخاوت پیرمرد ثروتمند و خسیسی است که ماهی یکبار سکته میکند. وی یک پسر قلچماق و لوطی مسلک به نام اکبر و سه دختر و سه داماد دارد که آرزوی مرگ وی را دارند. از طرفی یک جوان ساده و دست و دلباز به نام «پیروز» نیز خواستگار دختر کوچک او است